صفحه 6
وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗۖ قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيهَا مَن يُفۡسِدُ فِيهَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَۖ قَالَ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ 30و [ياد كن] آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت:همانا من قرار دهندۀجانشينى در زمين خواهم بود؛ [فرشتگان] گفتند:[پروردگارا] آيا كسى را در زمين[جانشين] قرار مىدهى كه در آن فساد كند و خون ها ريزد؟! حال آنكه ما همراه با ستايشت، تو را تسبيح مىكنيم و [خود را] براى تو پاك مىداريم [خدا] فرمود:همانا من چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد
وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمۡ عَلَى ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِي بِأَسۡمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ 31و همۀ نام ها را [همراه با مصاديقشان] به آدم آموخت.سپس آنها را بر فرشتگان هم عرضه داشت.و فرمود:اگر شما راستگوييد، مرا از نام هاى اينان خبر دهيد
قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ لَا عِلۡمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمۡتَنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ 32[فرشتگان] گفتند:[پروردگارا] تو پاك ومنزّهّى ،ما را دانشى نيست، جز آنچه تو به ما آموخته اى، همانا تو خود داناى حكيمى
قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئۡهُم بِأَسۡمَآئِهِمۡۖ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسۡمَآئِهِمۡ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ إِنِّيٓ أَعۡلَمُ غَيۡبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَأَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ 33[سپس خدا] فرمود:اى آدم؛ آنها (فرشتگان) را از نام هاى اينها خبر ده، پس چون آدم نام هاى آنان را به فرشتگان خبر داد، [خدا] فرمود:آيا به شما نگفتم:بى گمان، من پنهانِ آسمان ها وزمين را مىدانم و آنچه را آشكار مىكنيد وآنچه را پنهان مىكرديد،[نيز] مىدانم
وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِيسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ 34[ياد كن] آنگاه كه به فرشتگان گفتيم:براى آدم سجده كنيد پس [همه] سجده كردند جز ابليس كه [از سجده كردن] سر باز زد وتكبر ورزيد و از كافران شد
وَقُلۡنَا يَـٰٓـَٔادَمُ ٱسۡكُنۡ أَنتَ وَزَوۡجُكَ ٱلۡجَنَّةَ وَكُلَا مِنۡهَا رَغَدًا حَيۡثُ شِئۡتُمَا وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ 35[پس از اين ماجرا] گفتيم:اى آدم، تو وهمسرت در اين بهشت ساكن شويد و از [نعمت هاى] آن، هرگاه وهركجا كه خواستيد به فراوانى بخوريد و [ليكن] به اين درخت [خاص] نزديك نشويد كه [در اين صورت] از ستمكاران مىشويد
فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّيۡطَٰنُ عَنۡهَا فَأَخۡرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِۖ وَقُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوّٞۖ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرّٞ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٖ 36پس شيطان هر دو را [با نزديك كردن به آن درخت] لغزانيد در نتيجه آن دو را از آنچه كه در آن بودند، بيرون كرد و [پس از لغزش آدم] گفتيم:[از مقام بهشتى] فرو شويد [در حالى كه] برخى از شما دشمن برخى ديگر خواهيد بود و براى شما تا مدتى در زمين قرارگاه و بهره اى خواهد بود
فَتَلَقَّىٰٓ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِۦ كَلِمَٰتٖ فَتَابَ عَلَيۡهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ 37پس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت كرد [و با آن به درگاه پروردگار توبه نمود] آنگاه [خدا] بر او لطف و توجه نمود [و توبه اش را پذيرفت]؛ زيرا او بسيار توبه پذيرمهربان است
صفحه قبل صفحه بعد
برچسب:
نویسنده: هیراد توکلی